رها رحیمیانرها رحیمیان، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 9 روز سن داره

خاطرات یک دختر زیبا

سلام من رها رحیمیان هستم اگر علاقمند به شعر و داستان و علم هستی به وبلاگ من نگاه کن

دود می خیزد

1402/9/13 12:35
نویسنده : رها رحیمیان
42 بازدید
اشتراک گذاری

دود می‌خیزد ز خلوتگاه من.

کس خبر کی یابد از ویرانه‌ام؟

با درون سوخته دارم سخن.

کی به پایان می‌رسد افسانه‌ام؟


دست از دامان شب برداشتم

تا بیاویزم به گیسوی سحر.

خویش را از ساحل افکندم در آب،

لیک از ژرفای دریا بی‌خبر.


بر تن دیوارها طرح شکست.

کس دگر رنگی در این سامان ندید.

چشم میدوزد خیال روز و شب

از درون دل به تصویر امید.


تا بدین منزل نهادم پای را

از درای کاروان بگسسته‌ام.

گرچه می‌سوزم از این آتش به جان،

لیک بر این سوختن دل بسته ام.


تیرگی پا می‌کشد از بام‌ها:

صبح می‌خندد به راه شهر من.

دود می‌خیزد هنوز از خلوتم.

با درون سوخته دارم سخن.

رروی ادامه ی مطلب کلیک کنید تا بهتر مطالعه فرمایید

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)