رها رحیمیانرها رحیمیان، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 17 روز سن داره

خاطرات یک دختر زیبا

نوشتن دردناکترین و لذت بخش ترین کار دنیاس...🫠

داستان ساعت 9

1400/5/15 20:49
نویسنده : Raha
134 بازدید
اشتراک گذاری

یک شب در یخچالی میوه ها در خواب عمیق  بودن پرتقال در خواب را می رفت کلم حرف میزد خلاصه همه در خواب خوش بودن که صدایی شنیدن گروپ گروپ گوجه گفت : صدا از فریزر میاید هویج گفت: بریم فریزر را ببینم همه به فریزر رفتند و دیدندکه بستنی توت فرنگی با بستنی شکولاتی سر این که کی خوشمزه تره دوا میکنند میوه ها گفتند:اروم بشید شما هردوتون خوشمزه هستید و دارید با دوا خودتون رو آب میکنید آنها را شدی دادند و بسدنی ها باهم دسدادن و از هم معزرت خواستند و باهم دوست شدند 🍹

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)